فیلم یتیم
Orphan- 1:55
- 2009
«روزی روزگاری در آمریکا» (Once Upon a Time in America) یک فیلم جنایی، حماسی و درام محصول ۱۹۸۴ است که سرجیو لئونه آن را کارگردانی کرد. رابرت دنیرو، جیمز وودز، الیزابت مکگاورن، جو پشی، برت یانگ، تیوزدی ولد و تریت ویلیامز از بازیگران اصلی فیلم هستند. فیلمنامه را سرجیو لئونه با همکاری لئوناردو بنونوتی، پیرو دِ برناردی، انریکو مدیولی، فرانکو آرکالی و فرانکو فرینی نوشت. داستان فیلم بر اساس رمان نیمهزندگینامهای «The Hoods» نوشته هری گری شکل گرفت.
فیلم زندگی دیوید «نودلز» آرونسون را در چند دوره زمانی دنبال میکند. نودلز در محلهای فقیرنشین در نیویورک بزرگ میشود و همراه دوستان دوران کودکی خود وارد دنیای جرم و جنایت میشود. این گروه بهتدریج در دوران ممنوعیت مشروبات الکلی قدرت بیشتری پیدا میکنند و به یکی از گروههای بانفوذ جنایتکار نیویورک تبدیل میشوند.
دیوید آرونسون با نام مستعار «نودلز» دوران کودکی خود را در محلهای یهودینشین در نیویورک سپری میکند. او در همان دوران با مکس برکوویتز و چند نوجوان دیگر آشنا میشود. این دوستی بعدها به شکلگیری یک گروه تبهکار منجر میشود. نودلز و مکس از دنیای جرمهای کوچک شروع میکنند و بهتدریج جایگاه خود را در جنایت سازمانیافته پیدا میکنند.
با آغاز دوران ممنوعیت، تجارت غیرقانونی مشروبات الکلی فرصت تازهای برای گروه فراهم میکند. مکس جاهطلبتر میشود و رؤیای رسیدن به قدرت و ثروت بزرگتری را دنبال میکند. نودلز نیز در این مسیر همراه اوست، اما نگاه متفاوتی به دوستی، عشق و وفاداری دارد.
رابطه نودلز با دبورا، دختری که از دوران کودکی میشناسد، یکی از بخشهای مهم زندگی اوست. با افزایش قدرت گروه، روابط میان اعضا پیچیدهتر میشود. جاهطلبی مکس و تصمیمهای خطرناک او، دوستی قدیمی این دو را تحت فشار قرار میدهد.
سالها بعد، نودلز پس از مدتها دوری به نیویورک بازمیگردد. او با شهری روبهرو میشود که دیگر شباهت زیادی به گذشته ندارد. بازگشت او خاطرات دوران کودکی، عشق قدیمی و اتفاقات تلخ گذشته را دوباره زنده میکند.
رابطه نودلز و مکس قلب اصلی فیلم را شکل میدهد. نودلز به دوستی و گذشته اهمیت زیادی میدهد، اما مکس بیشتر به آینده و قدرت فکر میکند. همین تفاوت به مرور فاصله میان آنها را بیشتر میکند.
رابرت دنیرو شخصیت نودلز را با ترکیبی از خشونت، پشیمانی و اندوه به تصویر میکشد. جیمز وودز نیز مکس را شخصیتی جاهطلب و غیرقابل پیشبینی نشان میدهد. تقابل این دو شخصیت، بخش مهمی از نگاه فیلم به دوستی و خیانت است.
یکی از ویژگیهای مهم «روزی روزگاری در آمریکا» روایت غیرخطی آن است. فیلم میان دورههای مختلف زندگی نودلز جابهجا میشود و گذشته و حال را در کنار یکدیگر قرار میدهد. این ساختار باعث میشود تماشاگر بهتدریج اطلاعات بیشتری درباره شخصیتها و اتفاقات گذشته به دست آورد.
خاطرات، رؤیاها و زمان در فیلم مرز کاملاً مشخصی ندارند. همین موضوع باعث شده است پایان فیلم نیز برداشتهای متفاوتی ایجاد کند. لئونه از این ساختار برای بررسی حافظه، حسرت و تأثیر گذشته بر زندگی انسان استفاده میکند.
فیلم در کنار فضای جنایی، درباره از دست رفتن روابط انسانی نیز صحبت میکند. نودلز در طول زندگی خود دوستان، عشق و فرصتهای زیادی را از دست میدهد. او با وجود رسیدن به قدرت و ثروت، نمیتواند گذشته را دوباره به دست آورد.
رابطه نودلز و دبورا نیز نشان میدهد که دنیای جرم فقط زندگی شخصیتها را تغییر نمیدهد. این انتخابها بر روابط عاطفی آنها نیز تأثیر میگذارند. فیلم در بسیاری از لحظات، موفقیت ظاهری شخصیتها را در مقابل تنهایی و حسرت آنها قرار میدهد.
سرجیو لئونه برای ساخت فیلم از قابهای گسترده، حرکات آرام دوربین و میزانسنهای دقیق استفاده کرد. تونینو دلی کولی فیلمبرداری را انجام داد و فضای نیویورک چند دهه را با جزئیات فراوان بازسازی کرد. بخش زیادی از فیلم در استودیوهای چینهچیتا در رم فیلمبرداری شد و گروه برای بازسازی محلههای قدیمی نیویورک تلاش زیادی کرد.
لئونه برخلاف بسیاری از فیلمهای گانگستری، روی سرعت روایت تمرکز نکرد. او زمان زیادی را به نگاهها، سکوتها، خاطرات و جزئیات زندگی شخصیتها اختصاص داد. همین رویکرد، فیلم را به یک درام شخصیتی و تاریخی تبدیل میکند.
موسیقی انیو موریکونه یکی از ماندگارترین عناصر فیلم است. قطعات موسیقی فضای نوستالژیک و تلخ داستان را تقویت میکنند. «Deborah’s Theme» به یکی از شناختهشدهترین قطعات موسیقی موریکونه تبدیل شد و نقش مهمی در هویت احساسی فیلم دارد.
«روزی روزگاری در آمریکا» در نسخه اروپایی حدود ۲۲۹ دقیقه زمان دارد. نسخهای که در سال ۱۹۸۴ در آمریکا اکران شد، بدون نظارت لئونه به حدود ۱۳۹ دقیقه کاهش یافت و ترتیب زمانی برخی صحنهها نیز تغییر کرد. این نسخه با واکنش بسیار ضعیف منتقدان و تماشاگران روبهرو شد.
سالها بعد، نسخههای ترمیمشده فیلم دوباره مورد توجه قرار گرفتند. در سال ۲۰۱۲ نسخهای ترمیمشده با بخشهایی از صحنههای حذفشده در جشنواره کن نمایش داده شد. نسخه اروپایی و نسخههای ترمیمشده امروزی بیشتر به ساختار مورد نظر لئونه نزدیک هستند.
فیلم در جشنواره کن سال ۱۹۸۴ به نمایش درآمد و با استقبال بسیار زیادی روبهرو شد. با این حال، نسخه کوتاهشده آمریکایی نتوانست موفقیت مشابهی به دست آورد و فروش فیلم در آمریکا بسیار پایینتر از بودجه تولید بود.
امروزه «روزی روزگاری در آمریکا» یکی از مهمترین آثار سرجیو لئونه و یکی از فیلمهای برجسته ژانر گانگستری محسوب میشود. فیلم با گذشت زمان جایگاه خود را در میان آثار کلاسیک سینما پیدا کرد و نسخه اروپایی آن بیش از نسخه کوتاهشده آمریکایی مورد تحسین قرار گرفت.
«روزی روزگاری در آمریکا» تنها داستان ظهور چند گانگستر در نیویورک نیست. فیلم درباره خاطرات، دوستی، عشق، خیانت، قدرت و حسرت گذشته است. سرجیو لئونه با استفاده از روایتی گسترده و شخصیتهایی پیچیده، تصویری تلخ از رؤیای آمریکایی ارائه میدهد. حضور رابرت دنیرو و جیمز وودز، فیلمبرداری تونینو دلی کولی و موسیقی انیو موریکونه نیز این اثر را به یکی از ماندگارترین فیلمهای جنایی تاریخ سینما تبدیل کردهاند.
دیدگاهی ثبت نشده!!!